سرگشته (تو ای پری کجایی)
شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی
که رخ نمینمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمیگشایی
من همه جا، پی تو گشتهام
از مه و مهر، نشان گرفتهام
بوی تو را، ز گل شنیدهام
دامن گل، از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی
که رخ نمینمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمیگشایی
دل من سرگشتهی تو
نفسم آغشتهی تو
به باغ رؤیاها چو گلت بویم
در آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی
در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی
که رخ نمینمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمیگشایی
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی
که رخ نمینمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمیگشایی
من همه جا، پی تو گشتهام
از مه و مهر، نشان گرفتهام
بوی تو را، ز گل شنیدهام
دامن گل، از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی
که رخ نمینمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمیگشایی
دل من سرگشتهی تو
نفسم آغشتهی تو
به باغ رؤیاها چو گلت بویم
در آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی
در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی
که رخ نمینمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمیگشایی
۱۲
این گوهر را بشنوید
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:جوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.