اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۶۳ - اول ره عشق تو مرا سهل نمود
اول ره عشق تو مرا سهل نمود
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۷۴ - آفتِ جانِ من است طرّۀ جادوی دوست
آفتِ جانِ من است طرّۀ جادوی دوست
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۰۴ - ای خالق هر توانگر و هر درویش
ای خالق هر توانگر و هر درویش
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲ - سیل روزگار
لبت تا در شکفتن لاله ی سیراب را ماند
امیر معزی : قصاید
شماره ۳۵۴ - همایون جشن پیغمبر شعار ملت یزدان
همایون جشن پیغمبر شعار ملت یزدان
عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۱۶ - این نفس کم انگاشته آید آخر
این نفس کم انگاشته آید آخر
مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۷ - عاشق شو و عاشق شو، بگذار زحیری
عاشق شو و عاشق شو، بُگذار زَحیری
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش
مادرِ شَهْ‌ زاده گفت از نَقْصِ عقل
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۰۲ - پیدا کردن آن که مستحق دوستی به حقیقت خدای است عزوجل
بدان که مستحق دوستی به حقیقت جز خدا تعالی نیست و هرکه دیگری را دوست دارد از جهل بود، مگر بدان وجه که تعلق به وی دارد، چنان که رسول (ص) را دوست داشتن هم چون دوستی وی بود. که هرکسی را دوست دارد، رسول وی را و محبوب وی را دوست دارد، پس دوستی علما و متقیان همان دوستی خدای تعالی بود و این بدان بدانی که به اسباب دوستی نگاه کنی.
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۰ - دانه ای نمی کارم اشک آتشین دارم
دانه ای نمی کارم اشک آتشین دارم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - عمرم که بگفتگو درین خانه گذشت
عمرم که بگفتگو درین خانه گذشت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۲۸ - باز بوی گل مرا دیوانه کرد
باز بوی گل مرا دیوانه کرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۵۲ - مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۷ - که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها
که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها
وفایی مهابادی : غزلیات
شماره ۱۰ - آن روز کزان طره به رخ بست شکن را
آن روز کزان طره به رخ بست شکن را
وفایی مهابادی : غزلیات
شماره ۸ - حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را
حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند
ای خداوندی که از روی تفاخر بنده‌وار
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۸۱ - صوفی که بود اساس کارش بر زرق
صوفی که بود اساس کارش بر زرق
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - حقیقت دنیا فی نفسه
بدان که دنیا خود فی نفسه حقیقتی دارد و در حق بندگان نیز حقیقتی دارد اما حقیقت خود دنیا عبارت است از زمین و آنچه بر روی زمین موجود است و مراد از زمین املاک و دکاکین و خانه و امثال آنها است و آنچه بر روی زمین است معادن است و نباتات و حیوانات و تحصیل معادن، غالبا یا به جهت آن است که آلت کار و شغل خود قرار دهند، چون مس و آهن و ارزیز و نحو آنها یا از برای زینت و آرایش به آن است مانند جواهر، یا از برای داد و ستد است، چون طلا و نقره و تحصیل نباتات اغلب از برای لباس و قوت و غذا و دوا است.