همین حالا به چی فکر می کنی؟ چه احساس داری؟ چی دوست داری بگی؟
از جایی کپی نکن! از خودت بگو. از خودت بنویس.
تعداد حروف باقیمانده: 300
قوانین نوشتن روی دیوار

الف- لطفا از حروف فارسی استفاده نمایید.
ب- مسئولیت این نوشته بر عهده ی شماست و گوهرین مسئولیتی در قبال آن ندارد.
پ- این نوشته نباید شامل هیچگونه توهین یا مطلب خلاف قانون و اخلاق باشد.
ت- عدم رعایت موارد بالا (به تشخیص مدیر گوهرین) موجب عدم نمایش و حذف نوشته شما خواهد شد.

۱۴۰۵/۴/۲ ۱۵:۲۷

چایت را بنوش
از لحظه هایت لذت ببر
از گندمزار من و تو مشتی کاه باقی خواهد ماند برای بادها

۱۴۰۵/۳/۲۴ ۱۵:۰۷

اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندم

زمانی با تو بنشینم، دمی در روی تو خندم

۱۴۰۵/۳/۲۲ ۱۸:۲۳

درونت را زلال کن

آنگاه نگران هیچ چیز نباش

این خودِ آرامش است.

Leonardo sadi carnot
۱۴۰۵/۳/۵ ۰۰:۱۶

اخیرا زیاد با خودم تکرار میکنم "یا لَیتَنی کُنتُ تُرابا"..

محمود....
۱۴۰۵/۳/۲ ۱۶:۲۰

نام و امضای من است اینکه کنون میخوانی...تو چه میدانی...پشت این خط های بر خط رفته ی گنگ....رازها و آواز هاست پنهانی

۱۴۰۵/۳/۱ ۱۲:۳۹

من به کلمه انسان زیاد فکر می کنم و به تحلیل رفتار خودم و دیگران می پردازم می خواهم بگویم به خودم و دیگران که به فکر خود باشیم و از غیبت و تمسخر و قضاوت دوری کنیم
بسیارند کسانی که در حرفه حرافی و پیشه پیش داوری مشغولند
بهتر آنکه این تابو بشکنیم و به کمال رسیم

Hafez
۱۴۰۵/۲/۳۱ ۱۸:۳۶

عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

_حافظ

۱۴۰۵/۲/۲۷ ۱۵:۳۹

اگر آرامش
از درون قلبِ خودتان نجوشد
شما آرامشی نخواهید داشت.

- گوته

۱۴۰۵/۲/۲۶ ۱۳:۱۷

*بازمانده
جنگ تمام شد
من اما
هنوز تنهایم
هنوز خالی‌ام
هنوز درد دارم
و هنوز می‌ترسم
مثل آپارتمانی که
موشکی را خورده است!

۱۴۰۵/۲/۲۵ ۱۹:۴۱

«گاهی وقتا آدم فقط نیاز داره یه دیوار خالی پیدا کنه تا حرف‌های نگفته‌ش رو اونجا بنویسه. نه برای اینکه کسی بخونه، نه برای لایک یا کامنت؛ فقط برای اینکه یه بار دیگه به خودت بگی: “من هستم، حس دارم و حق دارم”.

میثم اسلامی
۱۴۰۵/۲/۲۴ ۱۹:۰۹

در سرم است خیالی
خیالی از سرشوق نگاهی
که میخواند مرا از سر کاری
باز آی بسمتم اندر نگاهی

۱۴۰۵/۲/۲۳ ۱۶:۲۲

در این شبها که با خویشتن تنهایم
خیالی در می نوردد من را

چه دور است و بعید است او
چه بسیار است راهم

نگاه اولش آید به پیش من
که آتش زد بر همه هستیم

چنانم کرد مدهوش چنانم کرد بی هوش
که از خویشم به در گشتم

کنون گوید خاکستر بی جان
جوانی! ... عاشقی دریاب!

بهمن ماه ۱۳۷۹

۱۴۰۵/۲/۲۰ ۱۹:۵۳

‍ ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده‌های گمشده در مه!

ای روزهای سختِ ادامه!
از پشتِ لحظه‌ها به در آیید

#قیصر_امین‌پور

اسی
۱۴۰۵/۲/۷ ۱۳:۰۷

همه به تنگه هرمز نگاه میکنن کی باز میشه هیچکی حواسش به من و ما نیست که داریم توی این تنگه زندگی غرق میشیم!!

۱۴۰۵/۲/۶ ۱۳:۳۷

ندانستم..
دل نبوده است طالب وجود بر ذات...
نخواهد دلبستگی ها ز سر لطف...
و گوییا مانده است لاجرم از هستی و ماهیت...

f.fallhi
۱۴۰۵/۱/۳۱ ۲۱:۳۸

بیا ای یار
که از زادگه بوسه هایمان
درختی می‌روید
به طراوت تن تو
و به قامت اندوه من.

۱۴۰۵/۱/۲۷ ۲۰:۴۵

دل از دست دادیم
دلبر از دست دادیم

تو علی بودی، پس
پدر از دست دادیم

افسون زمانی
۱۴۰۵/۱/۲۲ ۱۶:۲۵

دوست دارم خدا بهم بچه بده از مصطفی چون خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دلم شکست همین الان....

Yasi
۱۴۰۵/۱/۱۸ ۰۰:۳۴

وای از غمت که وفایش ز تو بیشتر بود

Yasi
۱۴۰۵/۱/۱۸ ۰۰:۳۱

جایی در میان حرف های ناگفته....انتظار به سر نرسیده...غم مانده در دل...حسرت دیدار

می میریم‌‌...