نوای چوپان

به شب لحظه ای که در، دامن افق، سرکشد ستاره
کند با فسونگری، سوی عاشقان، هر زمان نَظاره
شبان با نوای نِی، گویدت خوش از، کوه و از کناره
که از کس نشانه، در این گردش زمانه، کجا مانده جاودانه
نماند ز ما اثر، در جهان مگر، شعر عاشقانه
خوشا لحن عاشقی، زان که جاودان، ماند این ترانه
سحرگه که در چمن، غنچه پیرهن، می درَد ز مستی
دهد جلوه سحر، رونق دگر، بر جمال هستی
بگیرد ز ژاله ها، جام لاله ها، حال مِی پرستی
شنیدم ز بلبل، که گفتی به خوشه چینی، که گل زین چمن نچینی
که این لاله و سمن، سرو و نسترن، هرکجا که بینی
بوَد قلب عاشقی، دست دلبری، موی نازنینی
۴۵
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.