خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق، ناامیدی از دنیا و ستایش معشوق است. شاعر از دشواریهای عشق، بیتوجهی معشوق و رنجهای روحی میگوید و بر اهمیت مهربانی و اصلاح دل شکسته تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک ادبی و تجربه زندگی برای درک کامل معانی شعر دارد.
شماره ۳۷ - رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟
رهنمایی چون کنم در دیدن او دیده را؟
حاجت تعلیم نبود مردم فهمیده را ۱
هر کسی بیرون نمی آرد سری از زلف او
شانه داند معنی این مصرع پیچیده را ۲
گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد، ولی
نیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را ۳
در زمان طالع ما تیره روزان بس نشد
فتنه زاییدن شب گیسو به خون غلتیده را ۴
التفات و مهربانی را عبث ضایع مکن
مشکل است اصلاح کردن خاطر رنجیده را ۵
دیده را از دیدن رویت تسلی ساختم
چون دهم تسکین نمی دانم دل نادیده را؟ ۶
عیب شاکر کی شود ظاهر سلیم از شعر فهم؟
با محک نشناخت هرگز کس زر دزدیده را ۷
حاجت تعلیم نبود مردم فهمیده را ۱
هر کسی بیرون نمی آرد سری از زلف او
شانه داند معنی این مصرع پیچیده را ۲
گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد، ولی
نیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را ۳
در زمان طالع ما تیره روزان بس نشد
فتنه زاییدن شب گیسو به خون غلتیده را ۴
التفات و مهربانی را عبث ضایع مکن
مشکل است اصلاح کردن خاطر رنجیده را ۵
دیده را از دیدن رویت تسلی ساختم
چون دهم تسکین نمی دانم دل نادیده را؟ ۶
عیب شاکر کی شود ظاهر سلیم از شعر فهم؟
با محک نشناخت هرگز کس زر دزدیده را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - به گوش کس نبود آشنا حکایت ما
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.