هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و وابستگی به معشوق سخن می‌گوید، احساسی که او را مانند مجنون دیوانه کرده و به قناعت و فداکاری واداشته است. او از زندگی ساده و وقف عشق خود می‌گوید و از هما می‌خواهد که مانند او قناعت پیشه کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و ارجاعات ادبی (مانند مجنون) ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۶۵ - کی به دل آرم خیال آشیان خویش را

کی به دل آرم خیال آشیان خویش را
کز قفس بیرون نمی خواهم فغان خویش را ۱

همچو مجنون ناتوانی از کجا، عشق از کجا
یافت در صحرا مگر دیوانه جان خویش را؟! ۲

در گلستان محبت، عاقبت چون فاخته
بر سر سروی نهادم خان و مان خویش را ۳

نام آن لب بردم و شد عمرها کز ذوق آن
می مکم چون غنچه اطراف دهان خویش را ۴

ای هما، از پهلوی خود کن قناعت همچو من
آخر از بهر که داری استخوان خویش را ۵

آب و نان دیگر نمی خواهم سلیم از روزگار
همچو ساغر وقف می کردم دهان خویش را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴ - برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.