هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج شاعر در برابر آفتاب زندگی سخن میگوید. او خود را مانند سبزه و شبنم میداند که در راه معشوق فدا میشود. شاعر از ابری که بر سرش سایه افکنده گله میکند و معجزهی عیسی را در برابر زخمهایش ناتوان میبیند. او آرزو میکند که کسی دل سنگیاش را نرم کند و در نهایت، به قدرت خداوند پناه میبرد و امیدوار است که ابر دست او را شاد کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۷ - کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا
کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا
سر بود در راه او چون قطره ی شبنم مرا ۱
من که همچون سبزه ام هر شبنم آب زندگی ست
از چه دارد ابر بر سر منت عالم مرا ۲
معجز عیسی ز زخم سینه ی من عاجز است
کی چو داغ آینه سودی دهد مرهم مرا ۳
تا به کی از آتش هر کس گدازم همچو موم
کاشکی بردی دلی از سنگ چون خاتم مرا ۴
در قیامت ساقی کوثر اگر جامی دهد
کافرم گر باشد از آشوب محشر غم مرا ۵
ای که دست قدرتت، هم پنجه ی صنع خداست
مشت خاکی قابلم، گر می کنی آدم مرا ۶
سوخته گر آتش غم شاخسارم را سلیم
می تواند کرد ابر دست او خرم مرا ۷
سر بود در راه او چون قطره ی شبنم مرا ۱
من که همچون سبزه ام هر شبنم آب زندگی ست
از چه دارد ابر بر سر منت عالم مرا ۲
معجز عیسی ز زخم سینه ی من عاجز است
کی چو داغ آینه سودی دهد مرهم مرا ۳
تا به کی از آتش هر کس گدازم همچو موم
کاشکی بردی دلی از سنگ چون خاتم مرا ۴
در قیامت ساقی کوثر اگر جامی دهد
کافرم گر باشد از آشوب محشر غم مرا ۵
ای که دست قدرتت، هم پنجه ی صنع خداست
مشت خاکی قابلم، گر می کنی آدم مرا ۶
سوخته گر آتش غم شاخسارم را سلیم
می تواند کرد ابر دست او خرم مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶ - سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.