هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره بی‌اعتنایی به کفر و دین، عشق و جنون، تنهایی و آگاهی از عیوب خود است. شاعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن می‌گوید و به اهمیت وفا و خوشبختی اشاره می‌کند. همچنین، او از تنهایی در خیال معشوق و آگاهی از نقص‌های خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جنون عشق و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۵۸ - سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست

سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست
رقمی خوشتر ازین نقش جبین می بایست ۱

آنچه بایست در آیین وفا، من کردم
این قدر هست که بختم به ازین می بایست ۲

دل ز سودای تو دیوانه شد و خشنودم
بی جنون عشق نکو نیست، چنین می بایست ۳

در خیال تو مرا از هوس تنهایی
خلوتی تنگتر از خانه ی زین می بایست ۴

در جهان گر کسی از عیب خود آگه می بود
پای طاووس چو بط پرده نشین می بایست ۵

دوست همصحبت دشمن شده، برخیز سلیم
همه اسباب جنون بود، همین می بایست! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.