هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از دردها و رنجهای زندگی سخن میگوید. شاعر از بیعدالتی، ملامتهای دیگران، و ناملایمات زندگی شکایت دارد و با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان میکند. در این شعر، مفاهیمی مانند رنج، صبر، و ناامیدی به چشم میخورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق و گاهی تلخ است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات تاریخی یا اساطیری ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۵۳ - غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت
چه کند، دسترسی بر سخن خوب نداشت ۱
استخوانهای من از سنگ ملامت به همای
داشت چندان سخن از درد که مکتوب نداشت ۲
گاه می داد به دست من دیوانه گلی
یاد آن روز که دربان چمن چوب نداشت ۳
تن یوسف ز کجا، پیرهن تن ز کجا
گرگ ذوقی ز بغل گیری یعقوب نداشت ۴
سربسر پرده نشینان چمن را دیدیم
چون تو ای تاک کسی دختر محجوب نداشت ۵
به دل آزردنم افتاده جهانی در پوست
این قدر کرم، تن خسته ی ایوب نداشت ۶
هر که برخاست، نهد برسر من پای، سلیم
خانه ی نقش قدم این همه سرکوب نداشت ۷
چه کند، دسترسی بر سخن خوب نداشت ۱
استخوانهای من از سنگ ملامت به همای
داشت چندان سخن از درد که مکتوب نداشت ۲
گاه می داد به دست من دیوانه گلی
یاد آن روز که دربان چمن چوب نداشت ۳
تن یوسف ز کجا، پیرهن تن ز کجا
گرگ ذوقی ز بغل گیری یعقوب نداشت ۴
سربسر پرده نشینان چمن را دیدیم
چون تو ای تاک کسی دختر محجوب نداشت ۵
به دل آزردنم افتاده جهانی در پوست
این قدر کرم، تن خسته ی ایوب نداشت ۶
هر که برخاست، نهد برسر من پای، سلیم
خانه ی نقش قدم این همه سرکوب نداشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۲ - سوختن از تب سوزان محبت تابی ست
گوهر بعدی:شماره ۲۵۴ - عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.