هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساسات عمیق و دردهای عاطفی خود سخن میگوید. او از ریزش اشکهای بیتاب، سوختن خانهاش، و دوری از عقل در آشفتگیهایش میگوید. همچنین، به نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند. این شعر پر از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق است که نشاندهندهی غم و اندوه شاعر است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاطفی و عاشقانهی عمیق است و درک برخی از استعارهها و مفاهیم آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عاطفی و اندوه نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۸۱ - در دلم بگذشت و چشمم اشک بی تابانه ریخت
در دلم بگذشت و چشمم اشک بی تابانه ریخت
زاهدی را گویی از کف سبحه ی صد دانه ریخت ۱
خانه ام با سوختن خو کرده، گویا روزگار
رنگ این ویرانه از خاکستر پروانه ریخت ۲
دست عقل از حلقه ی آشفتگانم دور کرد
همچو مویی کز سر زلف بتان از شانه ریخت ۳
از سر دنیا دل من خوشی به آسانی گذشت
مشت خاکی گویی از دامان این دیوانه ریخت ۴
نیست ممکن کز سرشک دیده، دل رامم شود
چند بتوان در ره مرغ هوایی دانه ریخت ۵
چشم مست او نگاهی کرد سوی من سلیم
در بن هر موی من پنداشتی پیمانه ریخت ۶
زاهدی را گویی از کف سبحه ی صد دانه ریخت ۱
خانه ام با سوختن خو کرده، گویا روزگار
رنگ این ویرانه از خاکستر پروانه ریخت ۲
دست عقل از حلقه ی آشفتگانم دور کرد
همچو مویی کز سر زلف بتان از شانه ریخت ۳
از سر دنیا دل من خوشی به آسانی گذشت
مشت خاکی گویی از دامان این دیوانه ریخت ۴
نیست ممکن کز سرشک دیده، دل رامم شود
چند بتوان در ره مرغ هوایی دانه ریخت ۵
چشم مست او نگاهی کرد سوی من سلیم
در بن هر موی من پنداشتی پیمانه ریخت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - درین حدیقه دل مستمند بسیار است
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.