هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از درد عشق و انتظار میگوید. او از گل و خار، غبار، خال لب، و انتظار طولانی خضر در راهش سخن میگوید. همچنین، از تأثیر فصلها و طبیعت بر حالات روحی خود یاد میکند و در نهایت به شور عشق و جنون اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۵۸ - چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید
چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید
به جای سرمه به چشمم خط غبار کشید ۱
چه سادگی ست که خال لب تو آخر کار
به گرد خویش چو هندو ز خط حصار کشید ۲
به رهروان جهان ترک آشنایی کرد
ز بس که خضر به راه من انتظار کشید ۳
صبا ز حرف خزان خوش لطیفه ای انگیخت
که گفت با گل و بر گوش شاخسار کشید ۴
ز شغل عشق، خلاصی ندارم ای منصور
مجال کو که توانم سری به دار کشید ۵
سلیم از خط او شورش من افزون شد
جنون زیاده شود چون به نوبهار کشید ۶
به جای سرمه به چشمم خط غبار کشید ۱
چه سادگی ست که خال لب تو آخر کار
به گرد خویش چو هندو ز خط حصار کشید ۲
به رهروان جهان ترک آشنایی کرد
ز بس که خضر به راه من انتظار کشید ۳
صبا ز حرف خزان خوش لطیفه ای انگیخت
که گفت با گل و بر گوش شاخسار کشید ۴
ز شغل عشق، خلاصی ندارم ای منصور
مجال کو که توانم سری به دار کشید ۵
سلیم از خط او شورش من افزون شد
جنون زیاده شود چون به نوبهار کشید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۷ - همچو مرغ از دست من پیمانه ی مل می پرد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۹ - ساقی ما که بسی چشم و دل از پی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.