هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق، عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دلباختگی، وعدههای بربادرفته و رنجهای روحی خود مینالد و از روزگار تلخ خود شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۵۲۳ - ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
افغان که مهر سلیمان ز کف در آب افتاد ۱
به وعده کار فتاده ست عاشقان ترا
گذار قافله ی تشنه بر سراب افتاد ۲
گذشت هجر به من، تا وصال او چه کند
چراغ صبحم و کارم به آفتاب افتاد ۳
رخ تو از عرق شرم می برد هوشم
لطیف تر بود آن گل که در گلاب افتاد ۴
سلیم، هند جگرخوار خورد خون مرا
چه روز بود که راهم به این خراب افتاد ۵
افغان که مهر سلیمان ز کف در آب افتاد ۱
به وعده کار فتاده ست عاشقان ترا
گذار قافله ی تشنه بر سراب افتاد ۲
گذشت هجر به من، تا وصال او چه کند
چراغ صبحم و کارم به آفتاب افتاد ۳
رخ تو از عرق شرم می برد هوشم
لطیف تر بود آن گل که در گلاب افتاد ۴
سلیم، هند جگرخوار خورد خون مرا
چه روز بود که راهم به این خراب افتاد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۲ - مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۴ - غبار خط نوخیزت ز سوی مشک می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.