هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از خشکی و بی‌آبی زندگی خود شکایت می‌کند و از نبودن باده و شادی در زندگی خود می‌نالد. او احساس می‌کند که حتی گریه نیز نمی‌تواند تسکینی برای دردهایش باشد و از خشکی و بی‌حاصلی زندگی خود رنج می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و حزن‌انگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۷۴۶ - می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک

می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
دریا به من همیشه فرستد سلام خشک ۱

نه ابر در هوا، نه می ناب در قدح
چون تر کنم دماغی ازین صبح و شام خشک؟ ۲

کام دلم به گریه میسر نمی شود
مژگان تر چه فایده دارد به کام خشک ۳

آه از سرشک بی اثر من که کم نشد
در خانه ام چکیدن باران ز بام خشک ۴

کو جام باده ای که کنم تر دماغ را
این زهد خشک کشت مرا چون زکام خشک ۵

ماهی به دام خشک ندیده کسی و من
از جوهرم چو ماهی خنجر به دام خشک ۶

منعم مکن ز قافیه ی این غزل سلیم
از کام خشک سر نزند جز کلام خشک ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴۵ - لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
گوهر بعدی:شماره ۷۴۷ - همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.