هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و دلش مانند زنگولهای پیوسته نالان است. او از داغ عشق، صدها چشم گریان دارد و همواره به یاد معشوق است. شاعر از زیباییهای معشوق مانند زلف و رویش یاد میکند و بیان میکند که هیچکس جز معشوق را ندیده است. او همچنین از سوزش دلش در سینه میگوید و این که تنها معشوق است که میتواند این آتش را در بغل پنهان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۴۹ - دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
از داغ بر احوال خود، صد چشم گریان در بغل ۱
کی از چمن یاد آورم من کز خیال روی او
چون حلقه ی زلف بتان، دارم گلستان در بغل ۲
صد چاک افتد همچو گل بر جیب من از هر نسیم
زان همچو غنچه از صبا دزدم گریبان در بغل ۳
جز زلف و روی او کسی هرگز ندیده در جهان
شامی که چون صبحش بود خورشید تابان در بغل ۴
دایم دل سوزنده را در سینه چون داری سلیم؟
آتش نکرده هیچ کس غیر از تو پنهان در بغل ۵
از داغ بر احوال خود، صد چشم گریان در بغل ۱
کی از چمن یاد آورم من کز خیال روی او
چون حلقه ی زلف بتان، دارم گلستان در بغل ۲
صد چاک افتد همچو گل بر جیب من از هر نسیم
زان همچو غنچه از صبا دزدم گریبان در بغل ۳
جز زلف و روی او کسی هرگز ندیده در جهان
شامی که چون صبحش بود خورشید تابان در بغل ۴
دایم دل سوزنده را در سینه چون داری سلیم؟
آتش نکرده هیچ کس غیر از تو پنهان در بغل ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۸ - از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
گوهر بعدی:شماره ۷۵۰ - ز باغ رفتی و گشتم کباب خنده ی گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.