هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از حالتی از مستی و بیخودی سخن میگوید که در آن صدایش را از او گرفتهاند و توان سخن گفتن را از دست داده است. او از ذوق و شوقی که در عالم غفلت داشته افسوس میخورد و از این که آن را از او گرفتهاند، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، تم غمگین و افسوسآمیز متن ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۴۷ - آن بلبل مستم که خروشم بردند
آن بلبل مستم که خروشم بردند
ذوق سخن از لب خموشم بردند ۱
در عالم غفلتم عجب ذوقی بود
افسوس که آن پنبه ز گوشم بردند ۲
ذوق سخن از لب خموشم بردند ۱
در عالم غفلتم عجب ذوقی بود
افسوس که آن پنبه ز گوشم بردند ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - از شوق تو خون در دل گل می جوشد
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - الماس به زخم دل فگاران ریزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.