هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد و رنج عاشقانه و عرفانی سخن می‌گوید. شاعر از مجنون‌مشربان (عاشقان دیوانه‌وار) یاد می‌کند که در بیابان‌ها با دلی چاک مانند گل‌های پاره‌دامن رنج می‌کشند. او هشدار می‌دهد که خارهای خواهش‌های دنیوی نباید دامن دل را پاره کنند و در گلشن زندگی، باید دامن‌ها را مانند غنچه جمع کرد. همچنین، شاعر به شیرینی گفتگوی عاشقانه اشاره می‌کند که در بزم عشق، جان‌ها مانند شربت در ساغر ریخته می‌شوند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌های ادبی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۰۹ - ز دست درد مجنون مشربان را در بیابانها

ز دست درد مجنون مشربان را در بیابانها
به دامن می رسد مانند گل چاک گریبانها ۱

مبادا خار خواهش دامن دل را به چنگ آرد
در این گلشن به رنگ غنچه جمع آرید دامانها ۲

چرا شیرین نباشد گفتگوی شکرین لعلی
که می ریزند در بزمش به ساغر شیرهٔ جانها ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - آهم گشود تا پر پرواز در هوا
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.