هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از ظهور معشوق و تأثیر عمیق او بر جهان و دل‌ها سخن می‌گوید. اشک‌ها و آه‌های عاشق به درختان نخل آه تبدیل می‌شوند و عشق به معشوق باعث قیامت درونی می‌گردد. شاعر از نیکی، آزادی و جستجوی معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق واقعی فراتر از دنیای مادی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۶۴ - رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست

رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست
برقع افکندی و فریاد ز دلها برخاست ۱

تخم اشکی که ز درد تو فشاندیم به خاک
نخل آهی شد و از سینهٔ صحرا برخاست ۲

جز نکویی طمع از سلسلهٔ نیک مدار
گوهر افشان بود ابری که ز دریا برخاست ۳

هر قدم شور قیامت ز پی اش برخیزد
هر که با سلسلهٔ عشق تو از جا برخاست ۴

کو گذشتی که سحر روی به دنیا نکند
شام آن کس که چو مهر از سر دنیا برخاست ۵

در خیالت به ره دیده و دل بسکه دوید
نگه از چشم ترم آبله برپا برخاست ۶

سیر در جنت آزادی اش ارزانی باد
هر که مانند تو جویا ز تمنا برخاست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - ترا کاری بجز جور و جفا نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.