هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و از درد دوری از معشوق شکایت میکند. او از ناتوانی خود در گذشتن از یاد یار میگوید و با اشاره به اسطورههایی مانند رستم، بر عمق رنج خود تأکید میکند. در پایان، شاعر به شهرت خود در شعر و غزل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به اسطورهها و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۶ - جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
نتوان گذشت از تو ز جان می توان گذشت ۱
بی طالعی نگر که به گوشش نمی رسد
با آنکه شور ناله ام از آسمان گذشت ۲
از آبگینه تیر ترازو نمی شود
چون از دلم خدنگ تو ابر و کمان گذشت ۳
نتوان گذشت از کمر تابدار یار
زلفش به حیرتم که چسان زان میان گذشت ۴
مردانه پشت پای به افلاک می زنم
رستم کسی بود که از این هفت خوان گذشت ۵
گویم اگر به کوه نیارد جواب داد
از ضعف آنچه به تو به این ناتوان گذشت ۶
جویا به طور طالب آمل غزلسراست
صیت سخنوریش ز مازندران گذشت ۷
نتوان گذشت از تو ز جان می توان گذشت ۱
بی طالعی نگر که به گوشش نمی رسد
با آنکه شور ناله ام از آسمان گذشت ۲
از آبگینه تیر ترازو نمی شود
چون از دلم خدنگ تو ابر و کمان گذشت ۳
نتوان گذشت از کمر تابدار یار
زلفش به حیرتم که چسان زان میان گذشت ۴
مردانه پشت پای به افلاک می زنم
رستم کسی بود که از این هفت خوان گذشت ۵
گویم اگر به کوه نیارد جواب داد
از ضعف آنچه به تو به این ناتوان گذشت ۶
جویا به طور طالب آمل غزلسراست
صیت سخنوریش ز مازندران گذشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - همتم کم نتواند برداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.