هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و بی‌پاسخ است. او از بتان و معشوقه‌ای می‌گوید که مانند او کافر و بی‌وفا نبوده است. شاعر از ناله‌ها و التماس‌های بی‌پاسخ خود می‌گوید و اینکه هیچ صدایی از سوی معشوق شنیده نشده است. او همچنین از بی‌وفایی دوستان و نیرنگ‌های دوران جوانی شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه‌ای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق و بی‌وفایی ممکن است برای این گروه سنی سنگین باشد.

شماره ۳۵۶ - از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست

از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
خان و مان بر هم زنی شوخ بلایی برنخاست ۱

بر سر کوی تو چندانی که نالیدم به درد
هیچ از کهسار تمکینت صدایی برنخاست ۲

شب که راهش از خیالت بر دم شمشیر بود
پای دل لغزیید و از کس های هایی برنخاست ۳

بر در دلهای مردم حلقهٔ الفت زدم
زان میان هرگز صدای آشنایی برنخاست ۴

بر در دلهای مردم حلقهٔ الفت زدم
زان میان هرگز صدای آشنایی برنخاست ۵

طینت پروانه و من گویی از یک عالم است
هرگزم در سوختن از لب صدایی برنخاست ۶

دوستان داد از سبکرفتاری عهد شباب
شد به نیرنگی کز او آواز پایی برنخاست ۷

گر زسامان بگذری کارت بسامان می شود
تا نشد عریان ز برگ از نی نوایی برنخاست ۸

تاکنون جویا پی تاراج دل چون شوخ من
جنگجویی آفتی عاشق جفایی برنخاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵۵ - وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۷ - در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.