هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و غمهای عاشقانه خود میگوید. او از فراق یار، بیقراری دل، و اندوه شبهای سیاه سخن میگوید. طبیعت نیز با او همدردی میکند، اما در نهایت، تنها میماند و اشک میریزد. شعر با تصاویر زیبا و احساسی، حالتی غمگین و عاشقانه را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۷۳ - دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
دوش آمد و به روز سیاهم نشاند و رفت
با من نبود جز دلی آنهم ستاند و رفت ۱
بگذشت نوبهار و فزون شد جنون مرا
گل تخم خار خار تو در دل فشاند و رفت ۲
شب را چسان به صبح رسانم کجا روم
هر چند گفتمش مرو امشب نماند و رفت ۳
از شرم ریزش مژگانم شب فراق
ابر سیه تر آمد و دامن تکاند و رفت ۴
پا بر زمین ممال که بر بود گوی فیض
زین عرصه هر که توسن همت جهاند و رفت ۵
صبر آمد و زگریه فرو خوردم فشاند
چندان سرشک کاتش دل را نشاند و رفت ۶
جویا ببین که صاف نگه را به دیدنی
از پرده های چشم و دل ما چکاند و رفت ۷
با من نبود جز دلی آنهم ستاند و رفت ۱
بگذشت نوبهار و فزون شد جنون مرا
گل تخم خار خار تو در دل فشاند و رفت ۲
شب را چسان به صبح رسانم کجا روم
هر چند گفتمش مرو امشب نماند و رفت ۳
از شرم ریزش مژگانم شب فراق
ابر سیه تر آمد و دامن تکاند و رفت ۴
پا بر زمین ممال که بر بود گوی فیض
زین عرصه هر که توسن همت جهاند و رفت ۵
صبر آمد و زگریه فرو خوردم فشاند
چندان سرشک کاتش دل را نشاند و رفت ۶
جویا ببین که صاف نگه را به دیدنی
از پرده های چشم و دل ما چکاند و رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۲ - به آب و رنگ حسن او چمن نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۷۴ - شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.