هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامینی مانند عشق، رندی، شوق و اشتیاق، و مفاهیم عرفانی مانند سلوک و تجرید استفاده می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ساغر، شمع، خنجر و زلف، احساسات عمیق و گاه متناقض عاشقانه و عرفانی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و تشبیهات (مانند خنجر، می، و رندی) ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.

شماره ۵۶۴ - مفت رندی است که کام از لب ساغر گیرد

مفت رندی است که کام از لب ساغر گیرد
شمع سان ز آتش می مغز سرش درگیرد ۱

رهنما راهزن سالک تجرید بود
دشمن است آنکه سر دست شناور گیرد ۲

در تمنای سر زلف بهم خوردهٔ او
دست بیتابی دل دامن محشر گیرد ۳

می زخم آمده چون مهر زکهسار برون
ید بیضا بود آن دست که ساغر گیرد ۴

نامهٔ شوق چو سوی تو به پرواز آید
هر نفس تازه کلاغی به کبوتر گیرد ۵

همچو طفلی که به خواهش بمکد پستان را
زخم ما کام هوس زان سر خنجر گیرد ۶

مگر از جرأت مستی شب وصلش جویا
گل شب بو به کف از زلف معنبر گیرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۳ - از سینه دل جدا به تپیدن نمی شود
گوهر بعدی:شماره ۵۶۵ - رخت آیینه را لبریز صاف نور می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.