هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد فراق و اشتیاق به وصال سخن میگوید. شاعر از پیرمغان میخواهد که درِ میخانه را نبندد، زیرا کسی که دلها را میشکند، نباید کمر به این کار ببندد. او از شبهای فراق و اشکهایش میگوید و آرزو میکند که راه وصال باز بماند. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر معشوق نخندد، طبیعت نیز غمگین میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۱۹ - بگو به پیرمغان که شبها به روی میخواره درنبندد
بگو به پیرمغان که شبها به روی میخواره درنبندد
که هر که بهر شکست دلها کمر ببندد، کمر نبندد ۱
شب فراقت سر تو گردم به گرد خاطر مگرد چندین
حذر که آهم چو نخل شعله بری به غیر از شرر نبندد ۲
زبخت واژون و جوش گریه ز طالع دون و فرط زاری
هجوم اشکم شب وصالت عجب که راه نبندد ۳
به ترک دنیا مگر توانی ز رنج مردن نجات یابی
کسی که در شد به کنج عزلت کمر به قصد سفر نبندد ۴
به آب و تاب گل جمالت به حسن رخسار و عقد دندان
هوا نگرید چون نخندد سمن نروید گهر نبندد ۵
که هر که بهر شکست دلها کمر ببندد، کمر نبندد ۱
شب فراقت سر تو گردم به گرد خاطر مگرد چندین
حذر که آهم چو نخل شعله بری به غیر از شرر نبندد ۲
زبخت واژون و جوش گریه ز طالع دون و فرط زاری
هجوم اشکم شب وصالت عجب که راه نبندد ۳
به ترک دنیا مگر توانی ز رنج مردن نجات یابی
کسی که در شد به کنج عزلت کمر به قصد سفر نبندد ۴
به آب و تاب گل جمالت به حسن رخسار و عقد دندان
هوا نگرید چون نخندد سمن نروید گهر نبندد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۸ - مار زلفش را نمی دانم چه افسون می کند
گوهر بعدی:شماره ۶۲۰ - تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.