هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و دل‌بستگی شاعر به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از تأثیرات عمیق معشوق بر روح و روان خود می‌گوید، از بی‌قراری و اضطراب تا شادی و اندوه. او از بی‌وفایی و آزرده‌شدن می‌نالد، اما در عین حال، عشقش را با زیبایی وصف‌ناشدنی بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

شماره ۶۳۲ - آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد

آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
همچو گوهر خلوتم لبریز مهتاب از تو شد ۱

برق حسنت مضطرب سازد دل فولاد را
بی مروت! جوهر آیینه سیماب از تو شد ۲

آتش است آتش، منه دست نوازش بر دلم
با وجود آنکه عمری پیش ازین آب از تو شد ۳

عاشق آزاری به این حد شیوهٔ خوبان نبود
جای من در نازنینان این ادا باب از تو شد ۴

رفتی و رنگ رخم دیشب سبک خیز از تو بود
آمدی و بخت غیر امشب گرانخواب از تو شد ۵

اینقدرها شکوه از سودای عشق او چرا؟
نیم نازی کرده ای نقصان و داراب از تو شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۱ - گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
گوهر بعدی:شماره ۶۳۳ - پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل می دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.