هوش مصنوعی:
شاعر از عشق بیپاسخ و رنجهای ناشی از آن میگوید. او از دلبستگی به معشوقی که به او توجهی ندارد شکایت میکند و از سوختن در آتش عشق و غمهای آن سخن میگوید. همچنین، به حسد دیگران و ناامیدی از وصال معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۶۷۷ - تا چند رود دل پی کاری که ندارد
تا چند رود دل پی کاری که ندارد
تا کی بود آوارهٔ یاری که ندارد ۱
لعل لب او سوخت چسان خرمن جان را
چون آتش یاقوت شراری که ندارد ۲
دریای غم عشق مربی گهرم راست
پرورده دلم را به کناری که ندارد ۳
چون بار دل اهل حسد گشت ندانم
دل در حرم وصل تو باری که ندارد ۴
جویا چه کدورت به دلش از تو نشیند
این پیکر فرسوده غباری که ندارد ۵
تا کی بود آوارهٔ یاری که ندارد ۱
لعل لب او سوخت چسان خرمن جان را
چون آتش یاقوت شراری که ندارد ۲
دریای غم عشق مربی گهرم راست
پرورده دلم را به کناری که ندارد ۳
چون بار دل اهل حسد گشت ندانم
دل در حرم وصل تو باری که ندارد ۴
جویا چه کدورت به دلش از تو نشیند
این پیکر فرسوده غباری که ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۶ - چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید
گوهر بعدی:شماره ۶۷۸ - دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.