هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، اشتیاق به عشق الهی و رهایی از دنیای مادی را بیان میکند. شاعر با تصاویر نمادین مانند جام می، چشمه حیوان، و خون دل، حالتهای مختلف عشق و رنج را توصیف میکند و تسلیم و رضا را راهی برای درمان دردها میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'خون دل' و 'دندان بر جگر افشردن' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۷۰۰ - اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
هر خمی را چشمهٔ حیوان تصور می کند ۱
در غم عشق آنکه دندان بر جگر افشرده است
خون دل را نعمت الوان تصور می کند ۲
آنکه باشد مستی اش از ساغر سرجوش غم
چشم گریان را لب خندان تصور می کند ۳
هر که کوشد در سرای تن پی تکریم جان
صاحب این خانه را مهمان تصور می کند ۴
هر کرا با عالم ارواح باشد نسبتی
تنگنای چشم را زندان تصور می کند ۵
هر که چون مجنون ما در کار از خود رفتن است
دشت را سیل سبک جولان تصور می کند ۶
هر که تن داده است چون جویا بتسلیم و رضا
دردها را نوعی از درمان تصور می کند ۷
هر خمی را چشمهٔ حیوان تصور می کند ۱
در غم عشق آنکه دندان بر جگر افشرده است
خون دل را نعمت الوان تصور می کند ۲
آنکه باشد مستی اش از ساغر سرجوش غم
چشم گریان را لب خندان تصور می کند ۳
هر که کوشد در سرای تن پی تکریم جان
صاحب این خانه را مهمان تصور می کند ۴
هر کرا با عالم ارواح باشد نسبتی
تنگنای چشم را زندان تصور می کند ۵
هر که چون مجنون ما در کار از خود رفتن است
دشت را سیل سبک جولان تصور می کند ۶
هر که تن داده است چون جویا بتسلیم و رضا
دردها را نوعی از درمان تصور می کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۹ - وای بر دیده اگر محو بدایع نشود
گوهر بعدی:شماره ۷۰۱ - سخن سازی چو چشم یار در دنیا نمی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.