هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، مستی، شادی و غم، و طبیعت سخن میگوید. شاعر از احساسات عمیق خود مانند عشق، دلتنگی، و شوق زندگی صحبت میکند و از عناصر طبیعی مانند سرو، گل، و دریا برای بیان این احساسات استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'مستی' و 'غم' نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۷۴۰ - صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز
صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز
خنده ها بر گریه های بی سبب دارم هنوز ۱
غنچه گر دارد مرا گردون ز دلتنگی چه باک
خندهٔ بی اختیار زیر لب دارم هنوز ۲
می کند با عشق، دل زورآزماییها هنوز
می رود دست و بغل چون موج با دریا هنوز ۳
ضعف پیری شوق عشق و عاشقی از دل نبرد
می گشاید شیشه ام آغوش بر خارا هنوز ۴
رنگ رعنایی که سرو جنت از وی برده فیض
بر زمین از سایهٔ خود ریزد آن بالا هنوز ۵
ساقی از جام می اش مشت گلابی برفشان
شوخی او خفته در آغوش استغنا هنوز ۶
می زند با قامت آن شوخ لاف همسری
شرم ناید سرو را با آن قد و بالا هنوز ۷
رفت جویا آن گل رو از نظر زان رو مراست
مردمک چون لاله داغ چشم خون بالا هنوز ۸
خنده ها بر گریه های بی سبب دارم هنوز ۱
غنچه گر دارد مرا گردون ز دلتنگی چه باک
خندهٔ بی اختیار زیر لب دارم هنوز ۲
می کند با عشق، دل زورآزماییها هنوز
می رود دست و بغل چون موج با دریا هنوز ۳
ضعف پیری شوق عشق و عاشقی از دل نبرد
می گشاید شیشه ام آغوش بر خارا هنوز ۴
رنگ رعنایی که سرو جنت از وی برده فیض
بر زمین از سایهٔ خود ریزد آن بالا هنوز ۵
ساقی از جام می اش مشت گلابی برفشان
شوخی او خفته در آغوش استغنا هنوز ۶
می زند با قامت آن شوخ لاف همسری
شرم ناید سرو را با آن قد و بالا هنوز ۷
رفت جویا آن گل رو از نظر زان رو مراست
مردمک چون لاله داغ چشم خون بالا هنوز ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۹ - دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
گوهر بعدی:شماره ۷۴۱ - شد از نگاه که آشفته یار ما امروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.