هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و نبود معشوق مینالد و بیان میکند که بدون او حتی لذتهای ساده مانند نوشیدن باده یا دیدن بهار نیز برایش بیمعناست. او از اضطراب درونی و درد عشق شکایت دارد و احساس میکند در دنیایی ناامن و پر از رنج زندگی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۸۵ - رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم
رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم
چون غنچهٔ حباب شکفتن نسازدم ۱
از اضطراب، عقدهٔ دل سخت تر شود
ای وای چون کنم که طپیدن نسازدم ۲
بوی بهار، بیش کند سوز عشق را
در کوچه باغ زلف دویدن نسازدم ۳
سرپنجهٔ مرا به گریان خصومت است
چون دشت غیر شقهٔ دامن نسازدم ۴
پرورده است عشق دلم را به اشک و آه
آب و هوای وادی ایمن نسازدم ۵
جویا بس است آب حیات آبرو مرا
منت ز یار و دوست چو دشمن نسازدم ۶
چون غنچهٔ حباب شکفتن نسازدم ۱
از اضطراب، عقدهٔ دل سخت تر شود
ای وای چون کنم که طپیدن نسازدم ۲
بوی بهار، بیش کند سوز عشق را
در کوچه باغ زلف دویدن نسازدم ۳
سرپنجهٔ مرا به گریان خصومت است
چون دشت غیر شقهٔ دامن نسازدم ۴
پرورده است عشق دلم را به اشک و آه
آب و هوای وادی ایمن نسازدم ۵
جویا بس است آب حیات آبرو مرا
منت ز یار و دوست چو دشمن نسازدم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۴ - به او نزدیکم و از شرم خود را دور پندارم
گوهر بعدی:شماره ۸۸۶ - خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.