هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات خود در چمنزار و گلستان میگوید، از ناکامیها و ناامیدیهایش در یافتن شادی و ثبات، و از فرار از نالههای بلبل و انتخاب سنبل بهعنوان نماد پریشانی. او به بیثباتی و بیاعتباری دنیا اشاره میکند و احساس میکند که امروز کمتر از چمن جویای چیزی بودهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۷۲ - تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
غنچه تا نشکفت روی دل ندیدیم از چمن ۱
رنگ گل در چشم ما از بو سبک جولانتر است
تا حدیث بی ثباتیها شنیدیم از چمن ۲
نسخهٔ اوراق گل را بارها گردیده ایم
معنی بی اعتباری را رسیدیم از چمن ۳
ناز بی اندازه را طاقت ندارد وحشتم
ما ز شور نالهٔ بلبل رمیدیم از چمن ۴
در گلستان گرچه هر گل را جدا کیفیت است
ما پریشان خاطران سنبل گزیدیم از چمن ۵
چهره شد با نونال ما گلشن از سرکشی
ما مگر امروز جویا کم کشیدیم از چمن؟ ۶
غنچه تا نشکفت روی دل ندیدیم از چمن ۱
رنگ گل در چشم ما از بو سبک جولانتر است
تا حدیث بی ثباتیها شنیدیم از چمن ۲
نسخهٔ اوراق گل را بارها گردیده ایم
معنی بی اعتباری را رسیدیم از چمن ۳
ناز بی اندازه را طاقت ندارد وحشتم
ما ز شور نالهٔ بلبل رمیدیم از چمن ۴
در گلستان گرچه هر گل را جدا کیفیت است
ما پریشان خاطران سنبل گزیدیم از چمن ۵
چهره شد با نونال ما گلشن از سرکشی
ما مگر امروز جویا کم کشیدیم از چمن؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۱ - چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
گوهر بعدی:شماره ۹۷۳ - دل آگاه آزاد است از اندیشهٔ مردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.