هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و اشتیاق به وصال یار است. شاعر از درد هجران مینالد و از یار میخواهد که با حضور خود، جان تشنهاش را سیراب کند. او از نعمتهای الهی شکوه میکند و از عشق به عنوان داروی دردهایش یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۹۸۰ - غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن
غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن
باده بستان از کفش در کاسهٔ اغیار کن ۱
آمد و رفت نفس پیوسته در سوهانگری است
چند بی اندامی ای دل، خویش را هموار کمن ۲
جام طاقت را که در هجر تو پرخون دل است
از شراب رنگ و بو چون گل بیا سرشار کن ۳
سوختی چون در غم او، شکوه کافر نعمتی است
داغهای سینه را مهر لب اظهار کن ۴
العطش زن گشته سرتا پا وجودم ساقیا
این سفال تشنه لب را رشحه ای در کار کن ۵
از تبسم ریز در پیمانه ام صاف مراد
باده در جام من و خون در دل اغیار کن ۶
باده بستان از کفش در کاسهٔ اغیار کن ۱
آمد و رفت نفس پیوسته در سوهانگری است
چند بی اندامی ای دل، خویش را هموار کمن ۲
جام طاقت را که در هجر تو پرخون دل است
از شراب رنگ و بو چون گل بیا سرشار کن ۳
سوختی چون در غم او، شکوه کافر نعمتی است
داغهای سینه را مهر لب اظهار کن ۴
العطش زن گشته سرتا پا وجودم ساقیا
این سفال تشنه لب را رشحه ای در کار کن ۵
از تبسم ریز در پیمانه ام صاف مراد
باده در جام من و خون در دل اغیار کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۹ - انکسار مرا تماشا کن
گوهر بعدی:شماره ۹۸۱ - ساقی بیار باده و عیشم به کام کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.