هوش مصنوعی:
این متن به وضعیت دشوار و خستهکنندهی درویش اشاره دارد که با مشکلات قدیمی و ناملایمات روزگار روبهروست. او از بیعدالتیهای جهان شکایت دارد و بیان میکند که وقتی بلاها بر سر انسان فرود میآیند، دیگر جایی برای امیدواری و فکر به آینده باقی نمیماند. همچنین، اشاره میکند که کسی که در این دنیا چیزی ندارد، همهچیز را ناچیز میبیند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، لحن غمگین و نگاه انتقادی به جهان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
شماره ۶۶ - حال درویش خسته باز مپرس
حال درویش خسته باز مپرس
غم دیرینه بازگو چکند
چو فلک آتشش بخرمن زد
فکر کشت و غم درو چکند
هر که در عالمش جوی نبود
همه عالم به نیم جو چکند
غم دیرینه بازگو چکند
چو فلک آتشش بخرمن زد
فکر کشت و غم درو چکند
هر که در عالمش جوی نبود
همه عالم به نیم جو چکند
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - اینهمه جانی که مسکین کوهکن در عشق کند
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - فغان من همه از دست توسن نفس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.