هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از شبزندهداری خود و رنج دوری از معشوق میگوید. او از پنهان بودن پیکر دل (معشوق) از خود شکایت دارد و بیان میکند که با وجود دوری فیزیکی، معشوق همواره در دلش حضور دارد. شاعر به گذشت زمان و رنجهای دل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۹۷ - تا صبح نشستم من و جان بر در دل
تا صبح نشستم من و جان بر در دل
دیشب که نهان بود ز من پیکر دل ۱
من دور و تو در دلم خدا می داند
تا روز چها گذشته است از سر دل ۲
دیشب که نهان بود ز من پیکر دل ۱
من دور و تو در دلم خدا می داند
تا روز چها گذشته است از سر دل ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - گویند کسانی که جهان است خیال
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - چون کرد ظهور، نور تابندهٔ دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.