هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق عمیق و بیقرار شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از جذابیتهای معشوق، تأثیر عشق بر جان و دل خود، و ناتوانی در یافتن درمانی برای این عشق میسراید. همچنین، اشارهای به تهمتهای ناروا به خود دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۳۳۳ - چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
چون حسن دلاویز تو در جلوه گری بود
کار دل بیچاره من پرده دری بود ۱
در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
این شیوه ز خاصیت دور قمری بود ۲
ای جان جهان، نسبت یاد تو بجانم
چون باد سحر بر رخ گل برگ طری بود ۳
جان و دل و دین برد زمن عشق تو،هیهات!
در غارت عشق تو چنین حمله بری بود! ۴
هر جا که نظر کرد دلم روی ترا دید
این نیز هم از غایت صاحب نظری بود ۵
درمان وصال تو فنا آمد و دیگر
هر چاره که کردیم همه حیله گری بود ۶
گفتند که:قاسم همه از زهد زند لاف
بیچاره خود از تهمت این قصه بری بود ۷
کار دل بیچاره من پرده دری بود ۱
در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
این شیوه ز خاصیت دور قمری بود ۲
ای جان جهان، نسبت یاد تو بجانم
چون باد سحر بر رخ گل برگ طری بود ۳
جان و دل و دین برد زمن عشق تو،هیهات!
در غارت عشق تو چنین حمله بری بود! ۴
هر جا که نظر کرد دلم روی ترا دید
این نیز هم از غایت صاحب نظری بود ۵
درمان وصال تو فنا آمد و دیگر
هر چاره که کردیم همه حیله گری بود ۶
گفتند که:قاسم همه از زهد زند لاف
بیچاره خود از تهمت این قصه بری بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بود
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - گاهی درون پرده عزت نهان شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.