هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از آتش عشق، وصال و جمال معشوق سخن میگوید و از ذرات عالم که مست نور تجلیاند، یاد میکند. همچنین، از زلف و روی معشوق به عنوان عامل گمراهی و هدایت یاد شده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۶۰۹ - ای دل عشاق را بروی تو شادی
ای دل عشاق را بروی تو شادی
غایت مقصود و منتهای مرادی ۱
در دلم آتش نهاده ای، چه توان گفت؟
هرچه نهادی بجای خویش نهادی ۲
آتش عشق تو بود بادی دولت
باد روانم فدای آتش بادی! ۳
دولت وصل ارچه بس عظیم بلندست
از تو توان خواستن، که شاه جوادی ۴
جمله ذرات مست نور تجلیست
تا تو ز خورشید حسن پرده گشادی ۵
زلف ترا هر که یافت ضال و مضل شد
روی ترا هر که دید مهدی و هادی ۶
قاسم، ازین می بخود میا، که دریغست
جانب محنت شدن ز معدن شادی ۷
غایت مقصود و منتهای مرادی ۱
در دلم آتش نهاده ای، چه توان گفت؟
هرچه نهادی بجای خویش نهادی ۲
آتش عشق تو بود بادی دولت
باد روانم فدای آتش بادی! ۳
دولت وصل ارچه بس عظیم بلندست
از تو توان خواستن، که شاه جوادی ۴
جمله ذرات مست نور تجلیست
تا تو ز خورشید حسن پرده گشادی ۵
زلف ترا هر که یافت ضال و مضل شد
روی ترا هر که دید مهدی و هادی ۶
قاسم، ازین می بخود میا، که دریغست
جانب محنت شدن ز معدن شادی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۸ - السلام علیک، یا سندی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۰ - دلم از غصه هجران تو دارد دردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.