هوش مصنوعی:
شاعر از مستی و بیخبری خود و دیگران سخن میگوید و این حالت را به یاد نگاه معشوق نسبت میدهد. او توصیف میکند که چگونه نگاه معشوق او و حتی محیط اطرافش را مست کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند مستی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۱۵۱ - گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
خوشم کاین بیخبر دیوانه مست است ۱
به یاد چشم او جامی کشیدم
در و دیوار این کاشانه مست است ۲
دل دیوانه از چشم تو شد مست
که بد مست از گل پیمانه مست است ۳
نگاه گرم او در خواب دیده
اگر گوید اسیر افسانه مست است ۴
خوشم کاین بیخبر دیوانه مست است ۱
به یاد چشم او جامی کشیدم
در و دیوار این کاشانه مست است ۲
دل دیوانه از چشم تو شد مست
که بد مست از گل پیمانه مست است ۳
نگاه گرم او در خواب دیده
اگر گوید اسیر افسانه مست است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - در آتش عشق تو خرد خام نخست است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - از بزم رفتنی که گلستان الفت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.