هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و دلباختگی سخن میگوید و از ساقی میپرسد که دلهای گمشده و مستیها و هشیاریها در دور او به کدام سو رفتهاند. او از زخمهای تغافل و نیاز به مرهم لطف میگوید و در نهایت از شوخیهای کودکانه و شکستن شیشهها در دست ساقی یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و شوخیهای کودکانه ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات داشته باشد.
شماره ۲۲۱ - ساقی نشناسیم دل از دست کدام است
ساقی نشناسیم دل از دست کدام است
در دور تو هشیار که و مست کدام است ۱
جان بر لبم آماده تدبیر شکار است
صیدی که ز دامت به فسون جست کدام است ۲
شد بستر آسودگیم زخم تغافل
مرهمکده لطفی اگر هست کدام است ۳
سرکش تر و بیباک تر از شوخی طفلی
آن شیشه که در دست تو بشکست کدام است ۴
در دور تو هشیار که و مست کدام است ۱
جان بر لبم آماده تدبیر شکار است
صیدی که ز دامت به فسون جست کدام است ۲
شد بستر آسودگیم زخم تغافل
مرهمکده لطفی اگر هست کدام است ۳
سرکش تر و بیباک تر از شوخی طفلی
آن شیشه که در دست تو بشکست کدام است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - آن چهره که خورشید غلام است کدام است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - تسلیم اسیر سلسله انقیاد ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.