هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه را بیان میکند. شاعر از اشکها، آتش عشق، و ناتوانی در کنترل احساساتش سخن میگوید. او از نومیدی و فرصتهای از دست رفته مینالد و تأکید میکند که در راه عشق، باید چشم و دل را بست و از رسوایی دوری کرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۶۴۵ - دل چو خون شد ناز اشک پرده در نتوان کشید
دل چو خون شد ناز اشک پرده در نتوان کشید
منت خشک اینقدر از چشم تر نتوان کشید ۱
آتش از آتش تواند برد نرد سوختن
جز محبت در دلم نقش دگر نتوان کشید ۲
ما کجا دست گریبان پاره کردن از کجا
تا نباشد فرصتی آه از جگر نتوان کشید ۳
چشم و دل پوشیده می باید به راه دوستی
پرده رسوایی است در بیرون در نتوان کشید ۴
دیده ای مطلب رواییهای نومیدی اسیر
دست از دامان آه بی اثر نتوان کشید ۵
منت خشک اینقدر از چشم تر نتوان کشید ۱
آتش از آتش تواند برد نرد سوختن
جز محبت در دلم نقش دگر نتوان کشید ۲
ما کجا دست گریبان پاره کردن از کجا
تا نباشد فرصتی آه از جگر نتوان کشید ۳
چشم و دل پوشیده می باید به راه دوستی
پرده رسوایی است در بیرون در نتوان کشید ۴
دیده ای مطلب رواییهای نومیدی اسیر
دست از دامان آه بی اثر نتوان کشید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۴ - چقدرها ز رهت نشو و نما می روید
گوهر بعدی:شماره ۶۴۶ - ندیدنی است بساط جهان قدم بردار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.