هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی سخن میگوید، از بیتوجهی معشوق شکایت دارد و آرزوی وصال و انتقام از این بیمهری را دارد. او از روزگار و بخت خود نالیده و امید به تغییر سرنوشت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۰۱ - گر از تو بشنویم جواب سلام خویش
گر از تو بشنویم جواب سلام خویش
بالای آفتاب نویسیم نام خویش ۱
یک ره نظر به حال دل ما نمی کنی
افتاده است مرغ نگاهت به دام خویش ۲
تا چند چون صبا ز خود افسردگی کشم
جوشی چو غنچه می زنم آخر به کام خویش ۳
عمری گذشت و قرب نگاهی نیافتم
آن طالعم کجاست که خوانی غلام خویش ۴
خواهم اسیر اینقدر از بخت همرهی
کز همزبان یار کشم انتقام خویش ۵
بالای آفتاب نویسیم نام خویش ۱
یک ره نظر به حال دل ما نمی کنی
افتاده است مرغ نگاهت به دام خویش ۲
تا چند چون صبا ز خود افسردگی کشم
جوشی چو غنچه می زنم آخر به کام خویش ۳
عمری گذشت و قرب نگاهی نیافتم
آن طالعم کجاست که خوانی غلام خویش ۴
خواهم اسیر اینقدر از بخت همرهی
کز همزبان یار کشم انتقام خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۰ - اشک بلبل نمک چش خویش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۲ - پرکاری معشوق نهان است در این باغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.