هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، حیرت، و احساسات عمیق خود سخن می‌گوید. او آرزو می‌کند که ای کاش معشوقش بیشتر به او توجه می‌کرد و احساساتش را درک می‌نمود. همچنین، از مفاهیمی مانند سوختن در راه عشق، گشودن دل، و بازتاب حالات درونی در آیینه جهان استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.

شماره ۸۵۶ - دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی

دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
حیرتی هر دم به حیرت می فزودی کاشکی ۱

بلبل و پروانه نرد جانسپاری باختند
نیم جانی داشتم می آزمودی کاشکی ۲

صبح در بزم تو می سوزد سپند آفتاب
سینه صافم ز دل می سوخت عودی کاشکی ۳

علمی را سوختن بخشید اکسیر وفا
آتش سودای ما می داشت دودی کاشکی ۴

چاکهای سینه ام درها به روی دل گشود
خاطرم از خنده های گل گشودی کاشکی ۵

ساغر می در کفت آیینه گیتی نماست
پاره ای احوال ما را هم نمودی کاشکی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۵۵ - و ما فیهما غیر جذب الوفا شیء
گوهر بعدی:شماره ۸۵۷ - داریم بر تو احترامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.