هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره بیاختیاری در زندگی و تأثیر عشق بر روح و روان اوست. شاعر خود را مانند غباری بیباک و موجی بیاختیار توصیف میکند که گاهی در صحرا و گاهی در دریا گریه میکند. همچنین، او اشاره میکند که عشق، دل او را مانند رندان به صحرا برده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۱۶ - چون غبارم جلوه بیباکی از جا برده است
چون غبارم جلوه بیباکی از جا برده است
خاکساری بین که کارم را چه بالا برده است ۱
نیست در دستم عنان اختیاری همچو موج
گریه ام گاهی به صحرا گه به دریا برده است ۲
هرزه گردی کی غبار از خاطر ما می برد
عشق با رندان دل ما را به صحرا برده است ۳
خاکساری بین که کارم را چه بالا برده است ۱
نیست در دستم عنان اختیاری همچو موج
گریه ام گاهی به صحرا گه به دریا برده است ۲
هرزه گردی کی غبار از خاطر ما می برد
عشق با رندان دل ما را به صحرا برده است ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - تا همتم به راه طلب پا نهاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - سرگشتگی نشستنم از یاد برده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.