هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به بیان اشتیاق خود به وصال معشوق و توصیف زیباییهای او میپردازد. او معشوق را بینظیر در دو جهان میداند و از اسارت دل در کمند زلف سیاه او سخن میگوید. شاعر همچنین به مقام والای معشوق اشاره کرده و خود را فقیر و نیازمند لطف او میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت دل و فقر عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹۳ - شوقم به وصل دوست نهایت پذیر نیست
شوقم به وصل دوست نهایت پذیر نیست
ای دوست از وصال تو ما را گزیر نیست ۱
خوبان روزگار بدیدم به چشم خویش
آن بی نظیر در دو جهانش نظیر نیست ۲
گفتی که در ضمیر نمی آوری مرا
ما را بجز خیال رخت در ضمیر نیست ۳
هر چند آفتاب جهانتاب روشنست
لیکن چو ماه طلعت تو مستنیر نیست ۴
از ترکتاز حسن تو جانا دلی که دید
کاو در کمند زلف سیاهت اسیر نیست ۵
شاهان به حال فقیران نظر کنند
تو شاه روزگاری و چون من فقیر نیست ۶
از پا درآمدم ز سر لطف دست گیر
چون جز امید وصل توأم دستگیر نیست ۷
چشمی که در جمال تو حیران نمی شود
حقّا که پیش اهل بصارت بصیر نیست ۸
بر خاک آستان تو سر می نهد جهان
زآنش نظر به جانب تاج و سریر نیست ۹
ای دوست از وصال تو ما را گزیر نیست ۱
خوبان روزگار بدیدم به چشم خویش
آن بی نظیر در دو جهانش نظیر نیست ۲
گفتی که در ضمیر نمی آوری مرا
ما را بجز خیال رخت در ضمیر نیست ۳
هر چند آفتاب جهانتاب روشنست
لیکن چو ماه طلعت تو مستنیر نیست ۴
از ترکتاز حسن تو جانا دلی که دید
کاو در کمند زلف سیاهت اسیر نیست ۵
شاهان به حال فقیران نظر کنند
تو شاه روزگاری و چون من فقیر نیست ۶
از پا درآمدم ز سر لطف دست گیر
چون جز امید وصل توأم دستگیر نیست ۷
چشمی که در جمال تو حیران نمی شود
حقّا که پیش اهل بصارت بصیر نیست ۸
بر خاک آستان تو سر می نهد جهان
زآنش نظر به جانب تاج و سریر نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - گر مرا به ماه رویت مهر باشد دور نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - یک دم مرا ز صحبت جانان گزیر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.