هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلتنگیهای خود سخن میگوید. او از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند، دلش را بازگرداند و لحظاتی از وصل را با او تقسیم کند. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل خود میگوید و آرزو میکند که معشوق به خواستههایش پاسخ دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک عمیقتر از شعر و احساسات آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۹۲ - هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
یا شبی مجلس انست به کرم ساز دهی ۱
بنوازی دل مسکین مرا از شب وصل
در پس پرده زارم چو خود آواز دهی ۲
شمع را نیست زبانی که بگوید آن روز
هردم آن به که زبانش به سر گاز دهی ۳
یا بده کام دل من شبکی از سر لطف
یا به جان تو که آن برده دلم باز دهی ۴
بلبل دل به سر زلف تو در بند افتاد
وقت آن شد به گلستانش که پرواز دهی ۵
سرو نازی به چمن گاه خرامیدن تست
گرچه کام دل ما را ز سر ناز دهی ۶
دل کبوتر بچه ای بود و غم عشق تو باز
تا به کی حلق کبوتر به دم باز دهی ۷
بوسه ای کرد تمنّا دلم از لعل لبت
هم بده کام دلم گرچه به اعزاز دهی ۸
ای جهان جان ز برای شب وصلست نگر
گر دهی جان تو به وصل بت طنّاز دهی ۹
یا شبی مجلس انست به کرم ساز دهی ۱
بنوازی دل مسکین مرا از شب وصل
در پس پرده زارم چو خود آواز دهی ۲
شمع را نیست زبانی که بگوید آن روز
هردم آن به که زبانش به سر گاز دهی ۳
یا بده کام دل من شبکی از سر لطف
یا به جان تو که آن برده دلم باز دهی ۴
بلبل دل به سر زلف تو در بند افتاد
وقت آن شد به گلستانش که پرواز دهی ۵
سرو نازی به چمن گاه خرامیدن تست
گرچه کام دل ما را ز سر ناز دهی ۶
دل کبوتر بچه ای بود و غم عشق تو باز
تا به کی حلق کبوتر به دم باز دهی ۷
بوسه ای کرد تمنّا دلم از لعل لبت
هم بده کام دلم گرچه به اعزاز دهی ۸
ای جهان جان ز برای شب وصلست نگر
گر دهی جان تو به وصل بت طنّاز دهی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹۱ - ز روی لطف کن در من نگاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹۳ - ای دلستان چرا دل ما را نمی دهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.