هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از تنهایی و رنج خود در گوشهای از مدرسه میگوید. او از سخنان مردم رهایی نیافته و در افکار خود غوطهور است. دلش از ظلم و جور دیگران خونین است، اما به جاه و مال دنیا تمایلی ندارد و قناعت پیشه کرده است. او نمیداند مردم از او چه میخواهند، چرا که به خوب و بد دیگران توجهی ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان رنج و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸ - به کنج مدرسه ای کز دلم خراب ترست
به کنج مدرسه ای کز دلم خراب ترست
نشسته ام من مسکین بی کس درویش ۱
هنوز از سخن خلق رستگار نیم
به بحر فکر فرو رفته ام ز طالع خویش ۲
دلم همیشه از آن روی پر ز خونابست
که می رسد نمک جور بر جراحت ریش ۳
مرا نه رغبت جاه و نه حرص مال و منال
گرفته ام به ارادت قناعتی در پیش ۴
ندانم از من خسته جگر چه می خواهند
چو نیست با بد و نیکم حکایت از کم و بیش ۵
نشسته ام من مسکین بی کس درویش ۱
هنوز از سخن خلق رستگار نیم
به بحر فکر فرو رفته ام ز طالع خویش ۲
دلم همیشه از آن روی پر ز خونابست
که می رسد نمک جور بر جراحت ریش ۳
مرا نه رغبت جاه و نه حرص مال و منال
گرفته ام به ارادت قناعتی در پیش ۴
ندانم از من خسته جگر چه می خواهند
چو نیست با بد و نیکم حکایت از کم و بیش ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - اگر به بند زمانه کسی شود محبوس
گوهر بعدی:شماره ۹ - دلبرا به زین توقّع بود بر الطاف تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.