هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عاشقان و ناامیدیهای آنان میپردازد. شاعر از غمهای بیپایان، نبود یار و همراه، و بیثمری تلاشها سخن میگوید. همچنین، به ناتوانی انسان در رهایی از غم و اندوه جهان اشاره میکند و بیان میدارد که حتی تغییرات بزرگ نیز تنها بر دردها میافزایند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، مضامین غمانگیز و ناامیدیهای بیانشده ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۱ - گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟
گلی کو کزو زخم خاری نیاید؟
میی کو کزان می خماری نیاید؟ ۱
ز پشت جهان هر نفس عاشقان را
غم آید ولی غمگساری نیاید ۲
ازین رهروان گر بسی بر شماری
از آن حاصل الا شماری نیاید ۳
مگر کار اهل عدم دارد ار نه
ازین جمع نا اهل کاری نیاید ۴
اگر سقف گردون به صد پاره گردد
بجز بر سر سوگواری نیاید ۵
کسی کز میان جهان بر سر آمد
ز دریای غم بر کناری نیاید ۶
مجیر از تو کار جهان به نگردد
که از سبزه تر بهاری نیاید ۷
میی کو کزان می خماری نیاید؟ ۱
ز پشت جهان هر نفس عاشقان را
غم آید ولی غمگساری نیاید ۲
ازین رهروان گر بسی بر شماری
از آن حاصل الا شماری نیاید ۳
مگر کار اهل عدم دارد ار نه
ازین جمع نا اهل کاری نیاید ۴
اگر سقف گردون به صد پاره گردد
بجز بر سر سوگواری نیاید ۵
کسی کز میان جهان بر سر آمد
ز دریای غم بر کناری نیاید ۶
مجیر از تو کار جهان به نگردد
که از سبزه تر بهاری نیاید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - جز رگ جان عشق تو دگر چه گشاید؟
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - نیک بدعهد گشت یار این بار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.