هوش مصنوعی:
این متن یک شعر غنایی و ستایشآمیز است که به توصیف و ستایش یک شخصیت برجسته (احتمالاً یک پادشاه یا رهبر) میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای شاعرانه، ویژگیهای مثبت این شخصیت را مانند خرد، نیکی، قدرت و تأثیر مثبت او بر جهان و مردم را برمیشمرد. همچنین، شاعر احساسات شخصی خود مانند انتظار، عشق و وفاداری را نیز بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای زبان شاعرانه و استعارههای پیچیده است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم انتزاعی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۸۳ - فی المدیحه
ای بفر و خرد و خوبی خورشید سپاه
او فرزنده ز گردون تو فروزنده ز گاه ۱
او گهی تابان بر چرخ و گهی زیر زمین
تو بوی تابان بر گاه بگاه و بی گاه ۲
زو نگاریده سپهر از تو نگاریده زمین
زو درخشنده نجوم از تو درخشنده سپاه ۳
زو بود تازه بتابستان اشجار و نبات
از تو تازه دل احرار همه ساله بجاه ۴
هست شاهانه کلاه تو فرازان همه وقت
او ببرج حمل افرازد هر سال کلاه ۵
بهنر زو بگذشتی ببقا زو بگذر
که تو از فر اللهی و وی از فر الاه ۶
ماه در خانه خورشید شبی یادو بود
باز خورشید بود ماهی در خانه ماه ۷
نرسد هزمان خورشید سوی خانه خویش
تو سوی خانه خویش آی و می سرخ بخواه ۸
که ز دیر آمدنت نیک سگالان ترا
هست رخ همچو زریر و دل جان جامه سیاه ۹
جان من ریش و نژند است و تنم زار و نزار
جان چو گندم ز بر تابه و رخ زرد چو کاه ۱۰
راهم ار بودی سوی تو بسر تاختمی
آه کامسال چو هر سال تنم بودی آه ۱۱
رهی و بنده آنم که مرا مژده دهد
که به پیروزی پیمود خداوند تو راه ۱۲
تا تو آنجایی من حال تباهم شب و روز
چون تو باز آئی یک شب نبود حال تباه ۱۳
تو پناه همه خلقی بگه شادی و غم
بگه شادی و غم باد ترا چرخ پناه ۱۴
باد نوروزت فرخنده و پیروزت روز
تو بشادی ز بر گاه و عدو در ته چاه ۱۵
او فرزنده ز گردون تو فروزنده ز گاه ۱
او گهی تابان بر چرخ و گهی زیر زمین
تو بوی تابان بر گاه بگاه و بی گاه ۲
زو نگاریده سپهر از تو نگاریده زمین
زو درخشنده نجوم از تو درخشنده سپاه ۳
زو بود تازه بتابستان اشجار و نبات
از تو تازه دل احرار همه ساله بجاه ۴
هست شاهانه کلاه تو فرازان همه وقت
او ببرج حمل افرازد هر سال کلاه ۵
بهنر زو بگذشتی ببقا زو بگذر
که تو از فر اللهی و وی از فر الاه ۶
ماه در خانه خورشید شبی یادو بود
باز خورشید بود ماهی در خانه ماه ۷
نرسد هزمان خورشید سوی خانه خویش
تو سوی خانه خویش آی و می سرخ بخواه ۸
که ز دیر آمدنت نیک سگالان ترا
هست رخ همچو زریر و دل جان جامه سیاه ۹
جان من ریش و نژند است و تنم زار و نزار
جان چو گندم ز بر تابه و رخ زرد چو کاه ۱۰
راهم ار بودی سوی تو بسر تاختمی
آه کامسال چو هر سال تنم بودی آه ۱۱
رهی و بنده آنم که مرا مژده دهد
که به پیروزی پیمود خداوند تو راه ۱۲
تا تو آنجایی من حال تباهم شب و روز
چون تو باز آئی یک شب نبود حال تباه ۱۳
تو پناه همه خلقی بگه شادی و غم
بگه شادی و غم باد ترا چرخ پناه ۱۴
باد نوروزت فرخنده و پیروزت روز
تو بشادی ز بر گاه و عدو در ته چاه ۱۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۵
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۸۲ - فی المدیحه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸۴ - فی المدیحه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.