هوش مصنوعی: شاعر از دست‌های معشوقه خود که مانند نقره می‌درخشند، یاد می‌کند که بر گردن او افتاده و مانند راهزنی او را به اسارت گرفته است. هر جرم و گناهی که از دست‌های معشوقه سر زده، به گردن شاعر افتاده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات غنایی دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده به نظر برسد.

شماره ۱۴۶ - دی دست نگارین بت سیمین تن من

دی دست نگارین بت سیمین تن من
بر گردن من فگند و شد رهزن من ۱

هر جرم که بر گردن از آن دستش بود
از گردن خود فگند بر گردن من ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - آن کس که براز عشق شد محرم من
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - این طاس مصفی که بود آینه گون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.