هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از حافظ، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق، و تضادهای زندگی میپردازد. شاعر از جدایی از معشوق، ناامیدی، و رنج عشق سخن میگوید و همچنین به مفاهیمی مانند عقل و عشق، اسارت و آزادی، و زیبایی و فریب اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشند.
شماره ۱۰۷ - سوی جانان جانم از تن میبرند
سوی جانان جانم از تن میبرند
از قفس مرغی بگلشن میبرند ۱
با همند این خار و گل در باغ ولیک
این بایوان آن بگلخن میبرند ۲
این سیه زلفان چو طراران شب
دل ز مردم روز روشن میبرند ۳
تاب داده زلف و خواب آلوده چشم
خوابم از سر، تابم از تن میبرند ۴
عاقلان آبی بر آتش میزنند
عاشقان برقی بخرمن میبرند ۵
طاعت شاهم ز چوگان بسته دست
کاین حریفان گوی از من میبرند ۶
خار این گلزار دامنگیر ماست
گل هوسناکان بدامن میبرند ۷
شیر با زنجیر این طفلان شهر
کوبکو برزن ببرزن میبرند ۸
دل نداری ورنه این خوبان نشاط
گر دل از سنگ است و آهن میبرند ۹
از قفس مرغی بگلشن میبرند ۱
با همند این خار و گل در باغ ولیک
این بایوان آن بگلخن میبرند ۲
این سیه زلفان چو طراران شب
دل ز مردم روز روشن میبرند ۳
تاب داده زلف و خواب آلوده چشم
خوابم از سر، تابم از تن میبرند ۴
عاقلان آبی بر آتش میزنند
عاشقان برقی بخرمن میبرند ۵
طاعت شاهم ز چوگان بسته دست
کاین حریفان گوی از من میبرند ۶
خار این گلزار دامنگیر ماست
گل هوسناکان بدامن میبرند ۷
شیر با زنجیر این طفلان شهر
کوبکو برزن ببرزن میبرند ۸
دل نداری ورنه این خوبان نشاط
گر دل از سنگ است و آهن میبرند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - تن بجان زنده و جان زنده بجانان باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.