هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید، از حسرت بی‌پاسخی و آرزوی وصال. او از خیال معشوق و شب‌های بی‌قراری می‌نالد، اما در عین حال، از عشق و ملالت آن نیز لذت می‌برد. شعر به زیبایی احساسات противоречиان عاشقانه را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲۵۵ - بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی

بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی
سر لطف اگر نداری چه کم آخر از عتابی

من و دامن خیالت که نه روز داند از شب
نه وصالی از فراقی نه حضوری از غیابی

بخیال روی و زلف تو شبم خوش است و خواهم
که نه سر زند دگر صبح و نه پر زند غرابی

اگرم ملول خواهی تو چه بهتر از ملالت
وگرم خراب سازی تو چه خوش تر از خرابی

بیکی نگاهش ای دیده بسوختی و نبود
خبرت از آتش دل که تو روز و شب درآبی

همه بندگان جاهل همه چاکران غافل
سزدار خطا نگیری تو که ملهم الصوابی

بنظاره ی عنایت چه ثواب و چه گناهی
بشماره ی ارادت چه عطا و چه عتابی

اثر از شب وصال تو نماند از جمالت
که ز هر دری درآیی تو برآید آفتابی
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - تا بکی افزایش تن کاهش جان تا بکی
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - در بلورین خانه عکس طلعت داراستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.