هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که دستی که جز به دامان معشوق باز نمیشود، چرا باید به گردن او بسته شود. این متن به زیبایی از استعارههای عاشقانه استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۳۱ - آن دست که بود کوته از زلف تو باز
آن دست که بود کوته از زلف تو باز
بشکست و شکسته بهتر آن زلف دراز ۱
در گردن من چرا بباید بستن
دستی که نبود جز به دامان تو باز ۲
بشکست و شکسته بهتر آن زلف دراز ۱
در گردن من چرا بباید بستن
دستی که نبود جز به دامان تو باز ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - ای ساقی بخت جام نصرت برگیر
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - ای دوست گداز یار بیگانه نواز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.