هوش مصنوعی: شاعر از درد دوری و هجران می‌نالد و آرزو می‌کند که جان خود را فدای معشوق کند. او آرزو دارد بتواند به دامن معشوق چنگ زند و این شب را در آغوش او بگذراند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل زیبایی‌های ادبی و عرفانی متن نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۴۰ - جانی که اسیر دست هجران دارم

جانی که اسیر دست هجران دارم
خواهم که فدای پای جانان دارم ۱

ای کاش بدامنش برآرم دستی
دستی کامشب سوی گریبان دارم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - پیوند غمت تا بدل و جان بستم
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - آن بخت نداریم که فرزانه شویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.