هوش مصنوعی: شاعر از میکده می‌آید و چنان مست است که گاهی وجود خود را فراموش می‌کند. او از تنهایی عشق و بی‌خردی ناشی از آن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که دستش را بگیرد تا از سقوط نجات یابد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به مستی و شراب دارد که مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۴۲ - از میکده میآیم و چندان مستم

از میکده میآیم و چندان مستم
کاگاه نیم که نیستم یا هستم ۱

از خلوت عشق تو بدیوان خرد
سد جای فتم اگر نگیری دستم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - آن بخت نداریم که فرزانه شویم
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - از عشق بسینه شعله ای افروزیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.